تبلیغات
ظهور نزدیک است..

           ظهور نزدیک است..
                                        
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
دختری یا پسر؟



سخت است اتفاقی را انتظار بکشی که خودت هم بدانی در راه نیست


باز محرم شدو دلها شکست              از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد            از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت       دجله به خون شد دل صحرا شکست

siRy8pG_534.jpg
آغازش کربلا بود

دشمن می خواهد

چادر از سر

زنان_حسینی بردارد...



وقتـی خیــمه ها رو امـام حسیــن علیه اسلام زدن ،
بالاترین نقطه رو دادن بــه حضـرت عبــاس ،
فرمودن : تو بــرو خیمه ات رو تو بلنــدی بـزن ،همه بفهمن مــا
عبـاس داریم ، همه بدونــن ما یــه علمــدار داریم،
بذار بچه هام دلشون قــرص باشه، ایــن یــه خوبی داشت،
دلگــرمی بچــه ها، هرجا میــومدن نگاها به خیــمه ی عبــاس بــود ،
امــا روز عاشورا . . .
وقتــی عمود خیــمه رو زمیــن زد ، دشمن دیــد خیــمه ی عبــاس
زمیــن خورده ...
گفتــن :حالا وقتــشه . .

قاسم ولیلا همه در خون شدند          این چه غمی بود که دنیا شکست
«خدایا خودت بین ما و این قوم، داوری کن، آنها ما را دعوت کردند تا ما را یاری کنند، ولی به کشتن ما اقدام می‏کنند»



گفتمـش بر روی کاغذ عـــشـق را تفسیر کـــن
در بیابان بــلا تصویری از ســـقـا کشــید

یــه بچه ی ده یازده سالــه وسط اون معرکــه چیــكار میكنــه ؟
دارد بــه قتلگاه سرازیــر می شود
مبهوت تیــر و نیــزه و شمشیــر می شه..

حضــرت زینب صــدا زد كجا میــری عمــه ، صبــر کن لااقل یــک
زره تنت كنم . . 
علـی اکبــر زره تنش بود اون کارُ باهاش کردن اینجوری نرو عمــه . . ...................
..............
 بــه قتلگاه سرازیــرشد..
مبهوت تیــر و نیــزه و شمشیــر..
هر جوری بود از لابلای ازدحام جمعیت خودشُ بــه عمو رسونــد..
دیــد قاتل شمشیــر کشیده می خواد سر عمــو رو جدا کنــه، فرمود :
یا ابن خبیثین اتقتل عمــی ،
 دستش را جلو آورد تا مانــع شود ،
دستش جدا شد صدا زد وا اُمــاه ، وای مــادرم . .
افتاده تــو بغل حسیــن . . . 
فرماه حرملة بــن كاهل ، نانجیب تیــر سه شعبــه زد ،
سر تــو بغل حسیــن . . .

حور و ملک به زمزمه وای غریب فاطمه
آه و فغان مادرش،به قلب سنگی شما
مگر نمی کند اثر؟چند نفر به یک نفر؟
عمو رمق ندارد و، همه هجوم می برید
یاد مدینه زنده شد،روضه ی رنج فاطمه
که ناله زد به پشت در،چند نفر به یک نفر؟


همان عبایی که پنج نفر را در آغوش خود می گرفت

تمام جسم اکبر را به خیمه گاه نبرد ...




زینب جان با چه عزتی پیادت کردند . . .
همه مراقب تواند، همه مراعات تو رو می كنند . . .
همه میان دور زینب حلقه می زنند . . .
قد و بالاش و نبینه دشمن . . .
همه كاری می كنند، گرد و خاك رو چادرش نشینه . . .
آخه این زینبه . . . دختر علیه . . .


«نزنید که بابای من حسین است»...


1382173272475759_large.jpg

دعا کنید که بار دیگر بانو رقیه (س) اسیر نشود.

امـام زمــان ارواحنـا فداه :


اگــر روزگار مرا به تاخیــر انداخت ، و دست تقدیــر مرا از یاری تــو
بــاز داشت ، و نشد که با کسانــی که با تو پیــکار نمودند بستیــزم،
و با کسانی که با تو دشمنی داشتنــد به نبرد برخیــزم ،
اکنون هر صبـح و شام برای تو ناله می کنــم ، و به جای اشک برایت 
خـون گریــه می کنـم،از روی حسرت بر تـو و تاسف بر مصیبت هایی
که بــر تو وارد شــد ، تا این که در اثــر سوز مصیبت ها 
و غصه جانــکاه و انــدوه فراوان بمیــرم. 


امشب رقیه فهمید بابا دو بخش دارد// بخشی به روی نیزه ٬ بخشی به خاک صحرا



طبقه بندی: اخبار، سوال جواب، عکس، اس ام اس، درخواستی ها، نوحه تصویری، نوحه صوتی، مطالب جالب، پیامک مذهبی-شهادت، آیا میدانستید؟، خلوتگاه..،
[ پنجشنبه 23 آبان 1392 ] [ 11:14 ب.ظ ] [ آرمین حقیقی ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ


روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی. اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری! دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی ! سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی !!! پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟ لقمان جواب داد : اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد . اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است . و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست...

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب